برخی باشند چون بشر
میلی دارند بس به شر
بعضی بینند دردسر
چاره جویند پس دگر
ور بدانند قدر خود
تدبیر کنند امر خود
هم نگویند بد ز دهر
خوش بینانند هم بقدر
جبار بینند چو رب را
هم زو جویند مدد ها
چنین گردند آدمی
تا نو سازند عالمی
دنیا بهر ایشانست
چو یارشان یزدانست
آن رحمان و الرحیم
بر مؤمن و هم رجیم
هر که پوشد ای راستی
هر دم رود به کاستی
هیمه شود دوزخ را
تندتر کند آتش را
آنکه داند خلیفه است
و بردوشش وظیفه است
آن را نکو بردارد
عمر بعمران پردازد
با این چنین زندگی
چون بنمود بندگی
ربش دهد در بهشت
جنت دهد کو بکشت
قهر و مهرت باد روا
امانت داد چون خدا
به اسم رب کن عمل
ایمن بمان از دغل
هر تغییری در نفست
مایه شود در کسبت
ایمان نارد امانی
در جهل فقط بمانی
بر مصایب کن شکیب
تا حق کند خوش نصیب
بهشت دارد چون بها
بهانه نیست پس روا
فیزیک باشد شهادت
غییبش باشد بغایت
بی تصدیق این نهان
بی معنی است هم جهان

منبع : حاجي محمد شادكام |متافیزیک انقلاب و قدرت منبع : |متافیزیک انقلاب و قدرت
برچسب ها :